دخترونه
decapitated
بگذار تنم
مانند یک مکان
برای چند بار خوش بودن
خالی و پر شود
آنگاه
درد می آید که بگوید
هیچ گاه
خالی تر از این نمی توان بود
و من
حنجره ام را با صبحانه می بلعم
و تو در من حضور می یابی
اینطور در خود فرو می شوم
!! نوشته شده توسط unfaithful
| 11:13 | جمعه 18 آبان1386
•
منطق روسپی گری
مثل سنگ های کف رودخانه
جلا می بیند
دستی می آید
درون صحرا
یکی سنگ می چیند
می کوبد
بر پیکرش که تا کمر
در میان خاک است
روحی که می شکند
از سنگ نا زیبا....

!! نوشته شده توسط unfaithful
| 17:12 | دوشنبه 7 آبان1386
•
