دخترونه
far far away
عزيز دلم
تو كجايي هنوز خيلي دور
تو كجايي كه من را زن كني
احساس مي كنم بي تو
يك دختر ناقصم
كه در بهار فصل ها
وقتي هنگامه ي پسر بازيست
اينجا افتاده ام
و دست هايم
و پاهايم
بي دليل
طريق آدم ها را مي پيمايد
تو مي آيي
و بر زانوانت ايستاده
مي گويي
مي خواهم تو را بگيرم
سوال نمي كني
صحبت از توانستن هم نمي كني
نمي گويي مي توانم تو را بگيرم؟
مي گويي مي خواهم
و خواستنت
مني كه هميشه ول بوده ام را
مي گيرد
!! نوشته شده توسط unfaithful
| 13:30 | چهارشنبه 21 فروردین1387
•

